تبليغاتX
دروازه هاي بهشت
شعر 

سلام سلام

برو بچ بهشتی

رفقا می بینم که تعداد نظرات کمه و از این صحبتا.

اگه اندفعه نظرات از ۱۰ تا بیشتر نباشه در این وبلاگو تخته می کنم

این یه تهدیده

گرفتی؟

ببینم کی جرات داره تو این وبلاگ بیاد و نظر نده.

 

 

خواهر کوچکم از من پرسید:
پنج وارونه چه معنا دارد؟
من به او خندیدم
کمی آزرد و حیرت زده گفت:
روی دیوار و درختان دیدم...!
باز هم خندیدم
گفت:دیروز خودم دیدم مهران پسر همسایه
پنج وارونه به مینا میداد...!
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید...!
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم:
بعد ها وقتی بارش بی وقفه ی درد
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بگمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد...!


چنین با مهربانی خواندنت چیست؟

بدین نامهربانی راندنت چیست؟

بپرس از این دل دیوانه ی من

که ای بیچاره عاشق ماندنت چیست؟


لیلی

گله می کرد زمجنون لیلی

که شده رابطه مان ایمیلی

 

عشق وقتی بشود دات کامی

حاصلش نیست بجز نا کامی

 

نازنین خورده مگر گرگ تو را؟

برده یا دات کام و دات ارگ تو را؟

 

بهرت ایمیل زدم پیشترک

جای سابجکت نوشتم به درک

 

مرگ لیلی نت و مت راول کن

همه را جای   ok کنسل کن

 

Off  کن کامپیوتر را جانم

یار من باش وببین من onام

 

خسته از font و زformat  شده ام

دلخور از گردالی @( ات ) شده ام

 

کرد رپلای به لیلی مجنون

که دلم هست از این سابجکت خون

 

باشه فردا تلفن خواهم کرد

هر چه گفتی که بکن خواهم کرد

 

نامه ای پست نمودم بهرت

به امیدی که سر آید قهرت...

 

 

|+|
نوشته شده توسط در جمعه 15 دی1385 و ساعت 23:25


www.irLearn.com

.