ما داریم می ریم مسافرت.
فقط اومدم یه فلش زیبا بزارم و برم پیشنهاد می کنم آقایون عاشق حتما ببینن ![]()
مخصوصا آقایونی که اسم معشوقه اشون سکینه هست.![]()
http://naini.com/clips/sakine.html
راستی نظر یادتون نره
|
سلام سلام.
ما داریم می ریم مسافرت. فقط اومدم یه فلش زیبا بزارم و برم پیشنهاد می کنم آقایون عاشق حتما ببینن مخصوصا آقایونی که اسم معشوقه اشون سکینه هست. http://naini.com/clips/sakine.html راستی نظر یادتون نره |+|
نوشته شده توسط در دوشنبه 27 شهریور1385 و ساعت 12:40 سلام به تك تك رفقاي بهشتي بلخره بعد از كلي مشقت و دردسر كه نه، درد دست و پا بلخره نقل مكان كرديم. اتفاقا به يكي دو تا از رفقا من جمله فاطمه و آرزو و مينا زنگ زدم و گفتم شما مي ريد بيرون كار مي كنيد چقدر مي گيريد؟ اما قيمت مناسب بهم ندادن بخاطر همين مجبور شديم كارگر از بيرون بگيريم، ولي من دوست داشتم يه پولي هم تو جيب اينا بره. البته آقاي افشار جسارت به شما نباشه. ناراحت نمي شيد كه احيانا؟ خلاصه اينكه دستاي باباي پهلونم و بروبچ كارگر باعث شد كه يه شبه اسباب رو ببريم. خوب بريم سر اصل مطلب: اين مطلباي قشنگو آقا ايرج دوست عزیز بنده برامون فرستاده من كه خيلي خوشم اومد مطمئنم شما هم با خوندنش لذت مي بريد پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
آقاى جك، رفته بود استخدام بشود . صورتش را شش تيغه كرده بود و كراوات تازه اش را به گردنش بسته بود و لباس پلو خورى اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاى مدير شركت جواب بدهد .
یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه... جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم... منشی می پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و غمی از دنيا نداشته باشم»... پوووف! منشی ناپديد ميشه... بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!... من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه... بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن»! |+|
نوشته شده توسط در دوشنبه 13 شهریور1385 و ساعت 20:52 سلام به تك تك رفقاي بهشتي اول از همه به فاطمه خانوم وبلاگ نو رو تبريك مي گم خانمي ما از همكاري با شما فيض مي برديم و حالا هم غم دنيا گرفتمون كه رفتيد اما خوب دنيا و جدايي و دل بستن و دل كندن دوم از همه اين آقايي كه نظر گذاشتن و نوشتن كه احتياج به نوشتن اين چيزا نبود و همه مي دونن بايد به عرض برسونم كه كاش آدرس وبلاگ يا پست الكترونيكتونو گذاشته بوديد تا متقاعدتون مي كردم. سوم از همه برو بچ نظر يادتون نره و در آخر اين مطالبي كه براتون مي زارم از طرف آقا ايرجه دمتون گرم عجب مطالب توپي سلام به همه خصوصآ ندا خانوم عزیز گام31: تکرار! عبارات تاکیدی را فراموش نکنید.برخی عبارات تاکیدی مهم در زیر آمده است. |+|
نوشته شده توسط در چهارشنبه 1 شهریور1385 و ساعت 23:7 |
|