تبليغاتX
دروازه هاي بهشت
تو رو خدا 

سلام سلام سلام

يه سلام بلند و بالا پرتاب مي‌شه به تك تك رفقاي بهشتي

رفقا تو رو خدا، تورو جون مادرتون برا من نظر بزاريد. الهي سفيد بخت بشيد. الهي دختر همسايه بغلي كه اصلا محلتون نمي‌زاره شماره موبايلشو به ايميلتون ميل كنه.

تو رو خدا به من بيچاره نظر بديد. بيچاره ام. پول دوا و درمون زنمو ندارم بدم. فقط چشم دوختم به نظراي شما.

تو رو مولا يه كليك يه ميكرو ثانيه‌اي اون پايين بكنيد و وارد صفحه نظرات بشيد. الهي قربون اون دستاتون بشم. الهي فداي اون كيبوردتون بشم. اصلا من بدبخت. من بيچاره

 

 دلم مي خواهد كمي گريه كنم

من هر روز در انديشه تو پريشانتر مي شوم و چنان دوستت مي دارم كه گاه احساس مي كنم ديگر در من نمي گنجي و داري به بيرون تراوش مي كني و مرا ياراي تحمل تو نيست.

خيلي دلم مي خواهد كمي گريه كنم، كمي با صداي بلند گريه كنم، شايد راحت شوم. هرچه بيشتر دوستت مي دارم ترس از دست دادنت بيشتر بي قرارم مي سازد.

نمي دانم چرا اين انديشه سر در دنبال من كرده است و در اين نيمه شب از خوابم پرانده و به اصرار وادارم مي كند كه برايتان بنويسم و از شما قول بگيرم:

مادامي كه خورشيد طلوع مي كند براي من خواهي ماند.

|+|
نوشته شده توسط در چهارشنبه 27 اردیبهشت1385 و ساعت 19:23


www.irLearn.com

.